تبلیغات
شهادت عزت ابدى است - مطالب فروردین 1391
 
شهادت عزت ابدى است
چهارشنبه 30 فروردین 1391

مقدمه

سخن از فاطمه (س)است و معرفى او، و البته در محدوده حسب و نسب، ولادت و نامگذارى او بگونه‏اى اجمالى تا شناختى سطحى از ریشه و تبار او حاصل آید. اما در همین تلاش مقدماتى نیز ما با دشوارى‏هائى بشرح ذیل مواجهیم:
1- دشوارى در محدودیت ثبت تاریخى كه بسیارى از اطلاعات لازم از وقایع و جریانات بصورتى مدون وجود ندارند.
2- اختلاف در رأى و نظر مورخان كه برخى از آنها استناد تاریخى را ملاك بحث خود قرار داده‏اند گروهى اسنتاد عقلى را. آشفتگى و درهمى اسناد در این زمینه فوق‏العاده است .
3- آمیخته بودن شگفتى‏هاى واقعیت زندگى او، با پاره‏اى از استبعادهاى فكرى و عقلى كه موجب شد مورخى آن را بكلى نادیده انگارد و اصولاً وارد آن بحثها نگردد.
4- دور ماندن ما از اصل جریان‏هاى تاریخى بعلت فاصله زمانى بسیار و نفوذ دست تحریف در اسناد و احیاناً اعمال غرض برخى از مورخان و برخورد خطى و مسلكى با وقایع.
5- آمیختن بسیارى از مسائل و حوادث با تعصب‏هاى، اغراق گوئى‏ها، و در مواردى هم تخفیف‏ها و كاستن‏ها از شأن و رتبت و موقعیت او، واقعى جلوه دادن امرى را كه شاید هرگز واقع نشده بود و یا اصل مسأله به گونه‏اى دیگر بوده و مورخ آن را با رنگ مذاق خویش وفق داده است .
در همه حال این مائیم و آن هم تاریخ. اسنادى در دستند كه تكیه‏گاه ما جز بدانها نمى‏تواند باشد. گو اینكه در مواردى با استحسان عقلى مى‏توانیم بحقایقى دست یابیم ولى بعلت شگفتى‏هاى عظیم خلقى و خلقى در فاطمه (س) و استثنائى بودن شرایط او، همه گاه به آن هم نمى‏توان تكیه كرد. و ما در عین چنان دشوارى‏هاو محدودیت‏ها خواستیم به ترسیم چهره‏هاى واقعى از شخصیت فاطمه (س) بپردازیم و طبیعى است كه توفیق ما در این راه اندك باشد.

پدرش

پدرش محمد مصطفى (ص) خاتم انبیاء و آخرین تن از سفراى الهى، عقل كل و هادى سبل است. رمز خلقت است و سمبل آفرینش به بركت او خلقت افلاك است و انجم، و در سایه بعثت او نظام حیات اسلامى و رشد و سعادت بشر.
اینكه رسول خدا (ص) چگونه انسانى بود و در گرو خدمتش چه رشدها و پیشرفتهائى براى بشریت پدید آمدند خود بحثى پر دامنه است كه عرضه آن دفترى جداگانه را مى‏طلبد و به بحمدالله آثار مكتوب در این زمینه اندك نیستند. بدین خاطر ما وارد آن بحث نمى‏شویم و تنها به این مطلب بسنده مى‏كنیم كه:
فاطمه (س) ثمره وجودى پیامبر (ص) و تربیت شده و در دامان او، آن هم در دوران بعثت است. بدین سان هرگونه بحث و سخنى كه در اسلام راجع به تربیت و سازندگى است توسط پیامبر درباره او پیاده شده و حق است كه فاطمه (س) را تربیت یافته‏اى مدل و اسوه براى دنیاى اسلام بشناسیم و اگر از ما بپرسند كه اسلام در تربیت دختران به كجا مى‏خواهد برسد پاسخ صریح آن این است كه مى‏خواهد چون فاطمه (س) بپروراند.

مادرش

مادرش خدیجه است، زن سرشناس عرب و از متشخص‏ترین آنها، از خاندانى كه اغلب اعضایش متفكر بودند و صاحب مقامات علمى. پدرش مدافع كعبه و مقاومى سرسخت كه نگذاشت حجر الاسود توسط پادشاه یمن از خانه كعبه كنده و ربوده شود، جدش جزء گروه حلف الفضول و مدافع مستضعفان، پسر عمویش ورقه بن نوفل فردى كه در جلسه سرى سران جاهلیت بت پرستى را كار لغو و بیهوده كرده بود و با شنیدن جریان وحى و نبوت سر پیامبر را بوسید و مراتب را به او تبریك گفت و به او عده یارى داد و...
اما خدیجه خود زنى است كه از قریش، صاحب مال و ثروت بسیار، در عین جمال معنوى متعدد. شافعى در كتاب خود مى‏نویسد كانت خدیجه اوسط نساء قریش نسباً و اعظمهم شرفا و اكثرهم مالا و كانت تدعى فى الجاهلیه، طاهرة.
او از لحاظ نسب در جامعه قریش زنى متوسط و از نظر شرافت بزرگترین آنها و از نطر مال و ثروت در سطح نسبتاً بالائى بود و او را در جاهلیت طاهره مى‏خواندند.
زنى بود، باصفات عالى و پاكیزه كه زكیه‏اش نیز مى‏نامیدند. پناه زنان و دختران بى‏پناه بود و ام الایتامش مى‏خواندند.
زنى بود با گذشت و ایثارگر، ملكه‏اى بود جلیله و على الاطلاق در مكه، كه در سایه علاقه به معنویت، تلاش و كوشش بسیارى در خدمت به مردم داشت و در مسیر تجارت و كار، درآمدى بدست آورده و بخشى از آن را در خدمت به محرومان صرف مى‏كرد.

ازدواج باپیامبر :

پس از مرگ همسر اول (و شاید همسر دوم) بعلت ثروت و شهرت، و هم بعلت پاكدامنى و طهارت خواستگارانى بسیار براى او مى‏آمدند. ولى او به همه آنها پاسخ منفى مى‏داد. اما او محمد (ص) را كه بعدها به پیامبرى رسید امین و راستگو یافته و آثار عظیمى از نجابت و عزت در او سراغ داشت. خود به وسیله پیام رسانى به او پیشنهاد ازدواج داد و تقاضاى همسرى با او را كرد.
و عرضت نفسها على النبى و قالت یابن عم انى رغبت فیك لقرابتك منى، و شرفك من قومك و امانتك عندهم و حسن خلقك و صدق حدیثك  خود را بر پیامبر عرضه كرد و گفت اى پسر عم، بخاطر خویشاوندى و نزدیكى تو با خود به تو رغبت دارم، و هم بمناسبت برترى شرافت تو و امانت تو در نزد آنان و اخلاق خوش تو و صدق سخن تو خواستار ازدواج تو شده‏ام.
و این یك درس است براى همه آنان كه در پى ازدواج و اختیار همسرند. زنان با كمال و فهمیده در ازدواج به دنبال ملاك و معیارى مى‏روند كه زندگى ساز و سعادت آفرین باشد. تنها در پى قد و قامت رشید، چهره زیبا، و مال و ثروت نیستند كه آن جنبه‏ها در عین اینكه بد نیستند اصالت ندارند. زندگى سعادتمندانه زوجین در سایه شرافت و ایمان است، امانتدارى و پاكى است، حسن خلق و صدق حدیث است و دیگر امور باید تحت‏الشعاع آن قرار گیرند.

برگزارى ازدواج

ازدواج صورت گرفت، با شكوه و عزتى در خور آنان و این درست به هنگامى است كه پیامبر جوانى مجرد است و 25 سال از عمرش مى‏گذرد و خدیجه به روایت ابن عباس 28 سال او و به روایت مشهور 40 سال دارد و زنى بیوه است و البته در آنجا كه مسأله كفویت اعتقادى مطرح باشد مسأله تفاوت سن و بیوگى تحت‏الشعاع قرار خواهد گرفت.
ازدواج شان ازدواجى موفق بود وا ین دو از وصل هم راضى و دلشاد بودند و تاریخ همانند چنان وصلتى را كه خاطره آفرین باشد سراغ ندارد. خدیجه از مال خود، به احترام محمد (ص) هزینه بسیارى را تدارك دید و جمع عظیمى بر سر خوان او حاضر شدند و از آن جشن و اطعام بهره بردند و آوازه آن وصلت در شهر پیچید.
این نكته نیز قابل ذكر است كه بسیارى از زنان همشأن خدیجه او را بخاطر این ازدواج سرزنش كرده وحتى از او دورى گزیدند. بر او وارد نمى‏شدند و بر او سلام نمى‏كردند و این امر بدان حد بود كه میرفت خدیجه را نگران كند زیرا در جاهلیت فرد یتیم را بچشم فردى بیچاره نگاه مى‏كردند و ازدواج و همسرى با او را نامیمون مى‏شمردند و وحشت از آن بود كه بدبختى یتیم دامنگیر آنها هم بشود. ادامه این دورى و قهر چندان ادامه یافت كه حتى در دوران نبوت محمد (ص) خدیجه را نگران جان پیامبر مى‏كرد. او پس از ازدواج صندوقى را كه در آن پول و ثروت و اسناد او بود درمقابل پیامبر نهاد كه این دارائى من است و در اختیار توست و من در برابر تو كنیزى هستم.

ایمان خدیجه

فاطمه (س) این مزیت را بر دیگران زنان جامعه خود دارد كه مادرش «اوّلُ مَنْ آمَن» است. و پس از قبول اسلام و دعوت پیامبر همه توان و عاطفه و احساس و هستیش را در راه دین او مایه گذارد و همه صدق و وفایش را در راه گسترش آئین او صرف كرد. و درآمد و ثروتش را كه اندك نبودند براى پیشبرد اهداف الهى و انسانى بكار انداخت .
رسول خدا (ص) پس از وفات او، در برابر فردى كه از محبت رسول (ص) درباره او انتقاد كرده بود فرمود: و این مثل خدیجه، صدقتنى حین كذبنى الناس  چه كسى مى‏تواند چون خدیجه باشد؟ به هنگامى كه همه افراد به تكذیبم پرداخته بودند او مرا تصدیق كرد و...
زهرى در تاریخ خود مى‏نویسد خدیجه در راه ترویج اسلام و كمك به مسلمانان چهل میلیون سكه طلا و نقره خرج كرد و همه هستیش را در راه خدا داد و بگفته بزرگى دیگر  با آن همه ثروتى‏كه داشت دستش از مال دنیا چنان خالى بود كه حتى كفنى براى خود باقى نگذارد و در حین مرگ توسط دخترش فاطمه (س) به پیامبر پیغام فرستاد عبائى را كه در حین نزول وحى بر سر مى‏انداخت كفن او كند و پیامبر هم چنین كرد .
در آن هنگام كه راه حق شناخته شود و جاى شك و شبهه‏اى باقى نماند، دیگر جاى حفظ و نگهدارى كفن هم نخواهد بود مى‏توان از پول كفن خود هم بنفع هدف صرفنظر كرد. آرى، از نظر ما هم بى كفن بودن ضایعه‏اى است، ولى ضایعه بزرگتر و بهتر بگوئیم فاجعه گرانبارتر در این است كه ستر آئین و مذهب براى آدمى نباشد. خدیجه بى‏كفنى خود را مى‏پذیرد تا جامعه انسانى را جامه‏اى و نانى باشد، از جهاز دفن خود مى‏گذرد تا آئینداران راستین بى‏ساز و برگ نباشند.

احترام خدیجه نزد پیامبر:

خدیجه را نزد پیامبر احترامى فوق‏العاده بود. رسول خدا (ص) هم به خاطر پاكى اخلاق و صدق گفتار و خلوص عمل او، و هم بخاطر اندیشه بلند و تفكر والاى خدیجه او را محترم مى‏داشت. محبت او را نوعى عنایت الهى تلقى مى‏كرد و مى‏فرمود رزقت حبها (دوستى او روزى من شد) و این خود سند افتخارى براى خدیجه بحساب مى‏آید. و در جنبه صحت رأى و نظر او نیز آورده‏اند كه در مواردى بسیار پیامبر با او مشورت مى‏فرمود.  و این خود افتخارى دیگر براى اوست و مى‏خواهیم بگوئیم اگر همسر آدمى خردمند و اهل اندیشه باشد هم در خور محبت است و هم در خور مشورت و معاونت در حیات فردى و اجتماعى .
او بیست و پنج سال با پیامبر زندگى كرد و در حالى از دنیا رفت كه رسول خدا هم چنان به زندگى با او رغبت داشت و تا خدیجه زنده بود او همسر دیگرى اختیار نكرد  و نیز هیچگاه از زندگى با او احساس خستگى و ملالت نفرمود. پس از مرگ خدیجه روزى پیامبر صداى هاله، خواهر او، را شنید و بیاد خدیجه گریه كرد. عایشه گوید از این واقعه رشكم آمد و گفتم خداى عوض آن پیرزن، زنى جوانى و زیبا به تو داد (یعنى خودش) و پیامبر بر آشفت كه عایشه ترا به خدا سوگند دیگر از این سخنان مگوى، خداوند هرگز بهتر از او را نصیبم نفرمود او وقتى مرا تصدیق كرد كه همه كفر مى‏ورزیدند و...
خدیجه به هنگام مرگ بعنوان حلالیت‏طلبى ازپیامبر پرسید كه آیا از او رضایت دارد؟ رسول خدا (ص) فرمود آرى، از تو خرسندم، و امیدوارم خداى از تو راضى باشد... و چه سعادتى از این بالاتر كه رسول خدا (ص) از او ابراز رضایت كند و این درسى است براى ما انسانها كه مردان و زنان براى یكدیگر امانتدار باشند و دلدار، وغفلت‏ها و مسامحه‏ها در زندگى خود را بر یكدیگر بخشند و بر هم مصالحه كنند و رفتارشان بگونه‏اى باشد كه موجبات رضاى شان را از یكدیگر فراهم آورد. غرض آنكه فاطمه (س) دختر چنین مادرى است و خدیجه امضاى پیامبر را بر صحت فعل و قولش در دفتر اعمال خود دارد پیامبر او را سیده زنان عالم معرفى كرده و هم او محبوب خداى تعالى است مقام خدیجه در نزد خداتا بدان حد است كه در روایات آمد، هرگاه جبرئیل بر پیامبر وارد مى‏شد مى‏گفت سلام خداوند را به خدیجه اعلام نماید. [11]

تكون جنین فاطمه (س)

روایات در این زمینه گوناگون و پر دامنه‏اند ضمن اینكه همه آنها محتواى كلى یك سخن را عرضه مى‏دارند. از جمله این روایت است كه پیامبر فرمود: «لما عرج بى الى السماء اخذ بیدى جبرئیل و ادخلنى الجنة» به هنگامى كه مرا به معراج بردند جبرئیل دستم را گرفت و وارد بهشتم كرد. «فناولى من رطبها فاكلته» ،از خرماى بهشت برایم آورد و من آن را خوردم.«فتحول ذلك نطفة فى صلبى» و مایه آن غذا در صلب من بصورت نطفه‏اى در آمد. «فلما هبطت الى الارض واقعت خدیجه» به هنگامى كه به زمین فرود آمدم با خدیجه همبستر شدم «فحملت بفاطمة» او به وجود فاطمه (س) حامله شد.  در سخنى دیگر آمده است كه:
جبرئیل فرود آمد كه چهل روز از خدیجه دورى گزین در این مدت شبها به عبادت و روزها در روزه باشد. در شب چهلم با خرما و انگور، به نقلى با سیب بهشتى افطار كرد و بنزد خدیجه رفت و نور فاطمه (س) به رحم خدیجه منتقل شد ، دستور وصلت از جانب خدا بود كه مى‏خواست از نسل او ذریه طیبه‏اى باشد.
در این سخن درس جدیدى براى مردان و زنان است كه در انعقاد نطفه و ایجاد نسل زمینه سازى و طراحى قبلى باید باشد، روابط در چار چوب اندیشه الهى باید صورت گیرد و با غذاى پاك و طیب نطفه‏اى و به دنبالش وصلتى باشد. این حاملگى را اگر در سال پنجم بعثت در نظر گیریم، خدیجه باید در سنین 60باشد (اگر ازدواج او در 40 سالگى بوده) و اگر در 28 سالگى او ازدواج صورت گرفته باشد ، در حاملگى 48 سال داشته است.
در دوران حاملگى او از وقایع و حوادث كمتر خبر داریم، زیرا تاریخ حمل خدیجه را برخى در سنین قبل از بعثت بعضى آغاز بعثت و جمعى پنجم بعثت نقل كرده‏اند و هر كدام را كه اختیار كنیم بحث جدیدى در آن رابطه خواهیم داشت. اما آنچه كه در دوران حمل او اتفاق افتاد سخن گفتن فاطمه (س) در شكم مادر است كه سخنان و روایات متعددى در این زمینه از منابع گوناگون نقل شده‏اند.  از جمله این روایت است :
- فلما حملت (خدیجه) بفاطمة سلام الله علیها - به هنگامى كه خدیجه بوجود فاطمه (س) كه درود خدا بر او باد حامله شد.
- كانت فاطمه علیها السلام تحدثها من بطنها و تصبرها فاطمه (س) از شكم مادر با او حرف مى‏زد و درس تحملش مى‏داد .
- و كانت تكتم ذلك من رسول الله (ص) خدیجه آن را مكتوم داشته و از آن به پیامبر سخنى نگفته بود.
- فدخل رسول الله یوما فسمع ذلك روزى پیامبر وارد شد و این گفتگو را شنید.
- فقال یا خدیجة لمن تحدثین؟ فرمود خدیجه با چه كسى سخن مى‏گوئى؟
- قالت الجنین اللذى فى بطنى تحدثنى و تونسنى خدیجه عرض كرد جنینى كه در شكم من است با من سخن مى‏گوید و با من مأنوس است. [17]
- در روایات دیگر آمده است كه پیامبر فرمود خدیجه، این جبرئیل است كه به من مژده داد فرزندى كه در شكم تست دختر است و او نسلى پاك و میمون و مبارك است و خداوند تبارك و تعالى نسل مرا از او قرار داده و از ذریه او ائمه راستین و خلفائى را در زمین مقرر فرموده تا از انقضاى وحى تا روز قیامت هم چنان جانشین خداوند در زمین باشند.
بدین سان از همان دوران جنینى معلوم است كه او چگونه ثمره‏اى است و از ذریه او چگونه افرادى پدید مى‏آیند، از غذاى پاك و بهشتى، نسلى پاك، مدافع سنن الهى و سازنده و هدایت كننده پدید مى‏آیند و از نطفه ناپاك ذریه‏اى كه هر كدام نیزه‏اى بر پیكر اسلامند.

ولادت فاطمه

زمان حمل فرا رسید، خدیجه اززنان قریش در امر وضع حمل كمك خواست بخاطر سابقه نارضائى از این وصلت و شاید هم نارضائى از تغییرعقیده و مذهب او كمك به او را نپذیرفتند. حزن و اندوه خدیجه فزونى یافت و بنا بر آنچه كه نوشته‏اند ناگهان در باز شد و جمعى از زنان بر او وارد شدند.
- فقالت احدیهن لا تحزنى یا خدیجه - از بین آنان زنى رو به او كرد و گفت اى خدیجه محزون مباش.
- فارسلنا ربك الیك و نحن اخواتك - خداى تو ما را به سوى تو فرستاد و ما خواهران و یاران توایم.
- انا ساره - من ساره‏ام (همسر ابراهیم (ع)).
- و هذه آسیه بنت مزاحم وهى رفیقتك فى الجنة .و این آسیه (همسر فرعون) و همدم تو در بهشت است .
- و هذه مریم بنت عمران و این مریم بنت عمران (مادر عیسى است).
- و هذه كلثم اخت موسى بن عمران و ابن كلثم خواهر موسى بن عمران است .
- بعثنا الله الیك لِنُلّى عنك ما بلى النساء من النساء خداوند ما را به سوى تو گسیل داشت تا در امورى كه براى زنان پدید مى‏آید ترا یاور و كمك كار باشیم.
بدین سالن به كمك خدیجه پرداختند تا فاطمه را به دنیا آورد.

در حین ولادت

فاطمه (س) آن معجزه آفرینش و آن سیده زنان به دنیا آمد و بنا به سرورده مرحوم حجة الاسلام خراسانى در حریم مكه خورشیدى درخشید كه مروه و صفا از نور او روشنائى یافتند:

اشرقت فى حریم مكة شمس‏

فاستنارت بمروها و صفاها

بدنیا آمد در حالیكه بنا به نوشته محدث قمى ره ذكر شهادت بر لب داشت.  بدینگونه:
- اشهد ان لا اله الا الله گواهى مى‏دهم كه خدائى جز الله نیست .
- و ان ابى رسول الله سید الانبیاء و گواهى مى‏دهم كه پدرم رسول خدا و سید پیامبر است .
- و ان بعلى سید الاوصیاء و همسرم على سید اوصیاءاست
- و ولدى سادة الاسباط
و فرزندانم سید اسباط پیامبرند
شاید بروز چنین واقعه‏اى براى اذهان كمتر قابل قبول باشد ولى در بینش دینى وقوع چنین امرى غیر قابل امكان نیست. این قرآن كتاب خداوند است كه در دست ماست و در حقانیت آن شك و ریبى نیست در قرآن سخن از مریم است كه بدون واسطه و اسباب عادى زاد و ولد، از او فرزندى چون عیسى پدید آمد. عیسائى كه در گهواره سخن گفت و یا آدم ابوالبشر را از خاك پدید آورد و از روح منسوب به خود در او دمید و حیاتش بخشید. از چنان خدائى بعید نیست كه بخواهد دخترى از صلب پیامبر بدین حال و هوا و خصایص پدید آورد. داستان چنین كارهاى شگفت‏انگیز در همه كتب مقدس فراوان مشاهده مى‏شود و طبیعى است كه این امر از آیات خداوند باشد .

در تاریخ ولادتش

اینكه فاطمه (س) كى و در چه تاریخى بدنیا آمد در بین مورخان وحدت نظر نیست و این خود یك بحث تاریخى است و حق این است كه در این باب اطلاع درستى نداریم و آنچه كه درباره آن داورى مى‏شود باتكاى نوعى استحسان عقلى است. ما در اینجا نظراتى را كه دیگران در كتب خود نوشته و جمع‏آورى كرده‏اند ذكر مى‏كنیم و نخست در مورد سال ولادتش بحث كنیم .
1- ابوالفرج اصفهانى در كتاب مقاتل الطالبین سال ولادتش را پنج سال قبل از بعثت، مقارن سال نوسازى خانه كعبه ذكر كرده است. صاحب كشف الغمه هم این رأى و نظر را پسندیده و از امام باقر (ع) روایتى را در این باره ذكر كرده است. ابن اثیر هم همین رأى را برگزیده است.
2- صاحب الاستیعاب (ابن عبدالبر) ولادت او را در سال دوم بعثت ذكر كرده، رأیى كه مورد تأیید در كتاب الاصابه هم هست ، شیخ طوسى، كفعمى، و مجلسى هم این رأى را برگزیده‏اند به همین گونه است طرز فكر حاكم در مستدرك، شیخ مفید در ارشاد و ابن شهر آشوب در مناقب.
3- گروهى از علماى امامیه ولادت او را در سال پنجم بعثت نوشته‏اند، یعنى در 45 سالگى پیامبر مثل مرحوم طبرسى، مرحوم كلینى  و در این اندیشه مورخان اهل سنت تاییدى نكرده‏اند.
البته گروه اندكى هم هستند كه ولادت او را در سال اول بعثت نوشته‏اند ولى در كل به نظر مى‏رسد رأى سالهاى پنجم قبل از بعثت و یا دوم آن به صواب نزدیكتر باشد.
اما درباره روز ولادت او.
- عده‏اى آن را روز جمعه دهم جمادى الاخر نوشته‏اند.
- برخى هم آن روز جمعه بیستم جمادى الاخر.
و البته به تناسب روز و تاریخ ولادت فاطمه (س) كه مورد بحث و اختلاف است در مورد سن و سال ازدواج و وفات او هم اختلاف رأى خواهد بود و اینكه او در چه سنى ازدواج كرده و در چه سنى وفات یافته جاى سخن بسیار است .

نامگذارى او

اسم به معنى نشانه و اسم گذارى نوعى نشانه‏گذارى است. از نظر علمى نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیك یا بد، حركت یا ركود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه‏هاى بسیارى شده است .
مثلاً اسلام خواسته است براى فرزندان نامى را برگزینند كه سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگى او را به مكتبى و اندیشه‏اى نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازى او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیرى ویژه و مثبتى وا دارد، حتى در مواردى خط فكرى و سیاسى آدمى را در حفاظت و احیاى یك اندیشه نشان دهد.
رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتى فاطمه (س) او را به اسامى و القاب متعددى مى‏نامید كه همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مكتب و اندیشه اسلامى دارند و هر كدام به مناسبتى و در جائى به كار مى‏رفته‏اند و یا نوعى از حالات و صفات فاطمه (س) را نشان مى‏دادند.

نوع اسامى

امام صادق (ع) فرمد: ان لفاطمة تسعة اسماء عند الله عزو جل. براى فاطمه (س) در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، والصدیقه، و المباركه، و الزكیه، و الراضیه، والمرضیه، و المحدثه، و الزهراء و الطاهره. [24]
در شرح و توضیح این اسماء گفته‏اند او
- فاطمه است زیرا كه از شر و از دوزخ بریده است .
- طاهره است یعنى پاك و پاكیزه از نقایص و صفات ناپسند.
- زكیه است یعنى رشد یافته و رشد یابنده در جنبه كمالات و خیرات.
- مباركه است یعنى صاحب خیر و بركت در علم و فضل و كمالات و نسل .
- صدیقه است یعنى بسیار راستگو و درست.
- راضیه است یعنى خشنود به رضاى حق و تسلیم در راه او.
- مرضیه است یعنى مورد پسند خدا و اولیاى او.
- محدثه است یعنى زنى كه فرشته الهى با او سخن مى‏گوید.
- مطهره است یعنى از هر آلودگى و پلیدى دور است .
- نامهاى دیگرى هم براساس روایات، براى او ذكر كرده‏اند كه اهم آنها عبارتنداز:
- زهراء یعنى كسى كه از او نور و درخشندگى متجلى مى‏شود، فروغ تابان معرفت، نمونه روشن خداپرستى است و نُوُرها اشتقّ مِن نور عظمة اله.
- معصومه یعنى محصوره از گناه.
- بتول یعنى كسى كه حیض نشود. التى لم ترحمرة قط [
- ابن اثیر در النهایه گوید بدان علت بتولش خواندند كه از زنان عصر خود بحسب فضیلت و تقوا و نسب منقطع و ممتاز بود و هم به دلیل انقطاعتش از دنیا و اتصالش بمنبع سرمدى.
- منصورهیعنى كسى كه یارى مى‏شود (به قصاص قاتل فرزندش).
- حصان یعنى كسى كه عفیف است و پاكدامن.
- حره یعنى كسى كه آزاد از وابستگى به خاك و رمل و شوائب آن است .
- عذرایعنى بكر و باكره.
- هانیه یعنى مهربان در حق شوهر.
- شفیعه یعنى دارنده مقام شفاعت.
و اینها خود درس آموزند و جهت دهنده و مى‏ارزد كه در خانواده‏هاى شیعى براى فرزندان از اینگونه نامها برگزیده شود. ما را در اسامى دیگرى كه براى فرزندان بر مى‏گزینیم اگر اعتراضى نباشد انتقادى وارد است .

درباره نام فاطمه (س)

در میان اسامى متعددى كه براى اوست نام فاطمه (س) از همه معروفتر و به گوش‏ها آشناتر و در كتب اسلامى ذكر این نام بیشترین است. در مورد معنى و وجه تسمیه‏اش گفته‏اند: او فاطمه (س) است:
- لا نها فطمت عن الطمت، بدان خاطر كه از آزار حیض بازداشته شده.
- لا نها فطمت عن الشر زیرا كه او از شر بریده و جداست.
- لانها فطمت عن الخلق‏زیرا كه او از مردم بریده شده.
- لا نها فطمت محبیها عن النار زیرا كه دوستدارانش از آتش دوزخ دور و بركنارند.
- لانها فطمت و شیعتها عن النار زیرا كه او و شیعیانش از آتش دور و بركنارند.
- لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها زیرا كه مردم از كنه معرفتش بازداشته شده‏اند.
- لانها فطمت عن ماسوى اله‏زیرا كه او از غیر خدا بریده است.
- و امام صادق (ع): لقد فطمها بالعلم و عن الطمث فى المیثاق - فسماها فاطمة - ثم قال انى فطمتك بالعلم و فطمتك بالطمث  خداوند اورا با علم و دانش درآمیخت و از شكول در پیمان بازداشت او را فاطمه (س) نامید و فرمود تو را از كسب دانش اكتسابى بازداشتم و از پلیدى‏ها دور نمودم.

كنیه‏ها و تعابیر

براى فاطمه (س) كنیه‏هائى است و كنیه‏ها در دنیاى گذشته تقریباً نقش نام خانوادگى امروز را براى افراد ایفا مى‏كرده‏اند این كنیه‏ها متعددند و هر كدام به مناسبتى و در بیان شأنى از فاطمه (س) بكار مى‏رفته‏اند.
- برخى از آنها در رابطه با انتساب او به فرزندان اوست مثل ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام الازهار.
- برخى دیگر داراى رنگ جامعه و اجتماعند مثل ام المومنین، ام الایتام، ام النساء، ام الامه.
- بعضى در رابطه بافضائل اوست مثل ام العلوم، ام الخیره، ام الفضائل.
- و بعضى هم در انتساب او به پدرش مثل ام ابیها (مادر پدرش)
تعابیرى هم كه از او در دست است همگى زیبا و در خور شأن اوست از جمله:
- فاطمه (س) لطیفه‏اى از عالم لاهوت است، فاطمه (س) مظهر زنى كامل و نمونه انسانیت و فضیلت است، فاطمه (س) واجد بوى بهشت است .
- فاطمه (س) ریحانه یا گلى خوشبوست و رسول خدا (ص) مى‏فرمود من از فاطمه (س) بوى بهشت را مى‏شنوم.



نوع مطلب : زندگی نامه ی شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
زندگینامه شهید دكتر مصطفی چمران
چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری به یادگار گذاشته و همیشه در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته است .

به گزارش گروه دفاع مقدس خبرگزاری « مهر» : دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران ، خیابان پانزده خرداد متولد شد. وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ سپس در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانیك فارغ التحصیل شد. چمران یك سال به تدریس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریكا اعزام شد و پس از تحقیقات علمی در جمع معروف ترین دانشمندان جهان در كالیفرنیا ومعتبرترین دانشگاه آمریكا - بركلی - با ممتاز ترین درجه علمی موفق به اخذ مدرك دكترای الكترونیك و فیزیك پلاسما گردید.

 فعالیتهای اجتماعی:
دكتر مصطفی چمران  از 15 سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت الله طالقانی، در مسجد هدایت، و در درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شركت می كرد و از اولین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت نفت شركت داشت . بعد از كودتای ننگین 28 مرداد و سقوط دولت دكتر مصدق در لوای یك گروه سیاسی  سخت ترین مبارزه ها و مسئولیتهای او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناك ترین مأموریتها را در سخت ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.

چمران در آمریكا، با همكاری بعضی از دوستانش، برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریكا را پایه ریزی كرد و از موسسین انجمن دانشجویان ایرانی در كالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در آمریكا به شمار می رفت كه به دلیل این فعالیتها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می شود. او پس از قیام خونین 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام خمینی (ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت ساز می زند و  به همراهی بعضی از دوستان مؤمن و همفكر ، رهسپار مصر می شود و مدت دو سال در زمان عبد الناصر سخت ترین دوره های چریكی و پارتیزانی را می آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شده و فوراً مسئولیت تعلیم چریكی مبارزان ایرانی را بر عهده می گیرد .

وی به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی گرایی ورای اسلام ، گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده نمود كه جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می شود، به جمال عبد الناصر اعتراض كرد . ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت كه جریا ن ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد . چمران نیز با تأسف تأكید می كند كه ما هنوز نمی دانیم كه بیشتر این تحریكات از ناحیه دشمن برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. از آن پس به چمران و یارانش اجازه داده می شود تا در مصر نظرات خود را بیان كنند.

حضور در لبنان:
بعد از وفات عبد الناصر، ایجاد پایگاه چریكی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می كند ، از این رو دكتر چمران رهسپار لبنان می شود تا چنین پایگاهی را ایجاد كند.

او به كمك امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، حركت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را بر اساس اصول و مبانی اسلامی پی ریزی می نماید . این سازمان درمیان توطئه ها و دشمنی های چپ و راست، با تكیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده  كرده  ، در معركه های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می رود و در طوفانهای سهمناك سرنوشت، به استقبال شهادت می تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبار ترین ستمگران روزگار، صهیونیزم اشغالگر و همدستان خونخوار آنها، راستگرایان فالانژ، به اهتزاز در می آورد.

چمران از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله های بلند كوههای جبل عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانیهای بسیاری  به یادگار گذاشته وهمیشه  در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته  است . شرح این مبارزات افتخار آمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خیابانهای داغ و بر دامنه كوههای مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

چمران و انقلاب اسلامی ایران:
دكتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی بعد از 21 سال هجرت، به وطن باز می گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می گذارد. خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروههای پاسداران انقلاب در سعد آباد می كند. سپس در شغل معاونت نخست وزیری ، روز و شب خود را به خطر می اندازد تا سریع تر مسأله كردستان را فیصله دهد .او در قضیه فراموش ناشدنی « پاوه » قدرت ایمان و اراده آهنین  و شجاعت و فدا كاری خود را  بر همگان ثابت می كند . 

پس از این جرایانات ، فرمان انقلابی امام خمینی (ره) صادر شد . فرماندهی كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دكتر چمران واگذار شد.

رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت در آمدند وبا تكیه بر همه تجارب انقلابی، ایمان، فداكاری، شجاعت، قدرت رهبری و برنامه ریزی دكتر چمران به  شكوهمند ترین قهرمانیها دست یافتند و  در عرض 15 روز همه شهر ها و راهها و مواضع استراتژیك كردستان را به تصرف درآوردند. بدین ترتیب كردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی شتافتند.

دكترمصطفی چمران بعد از این پیروزی بی نظیر و بازگشت به تهران از طرف بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران ، امام خمینی (ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید. وی در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش ، به یك سلسله برنامه های وسیع بنیادی  دست زد كه پاكسازی ارتش و پیاده كردن برنامه های اصلاحی از این قبیل است .

شهید  چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش، حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ارتش را تغییر دهد. وی در یكی از نیایشهای خود بعد ازانتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شكر می گوید: « خدایا، مردم آنقدر به من محبت كرده اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده اند كه به راستی خجلم و آنقدر خود را كوچك می بینم كه نمیتوانم از عهده آن به در آیم. تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برایم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.» 

چمران  سپس به نمایندگی حضرت امام (ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا به طور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه نماید.

پس از شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، دوران حماسه ساز و پرتلاش دیگری آغاز می شود . دكتر چمران در آن دوران  نمونه كامل ایثار، شجاعت و در عین فروتنی و كار مداوم و بدون سر و صدا و فقط برای رضای خدا بود . او بعد از حمله ناجوانمردانه ارتش صدام به مرزهای ایران و یورش سریع آنها به شهر ها و روستا ها و مردم بی دفاع ، نتوانست آرام بگیرد و به خدمت امام امت رسید و با اجازه ایشان و به همراه مقام معظم رهبری ، آیت الله  خامنه ای كه در آن زمان  نماینده دیگر امام در شورای عالی دفاع و نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود ، به اهواز رفت. از آنجایی كه او همیشه خود را در گرداب خطر می افكند و هراسی از مرگ نداشت، از همان بدو ورود دست بكار شد و در شب اول حمله چریكی ای را علیه تانكهای دشمن كه تا چند كیلومتری شهر اهواز پیشروی كرده بودند، آغاز كرد.

مصطفی چمران گروهی از رزمندگان داوطلب را  به گردخود جمع كرد وبا تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشكیل داد. این گروه كمكم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یكی از این برنامه ها بود، كه به كمك آن جاده های نظامی به سرعت و در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ های آب در كنار رود كارون و احداث یك كانال به طول حدود بیست كیلومتر و عرض یكصد متر در مدتی كوتاه ، آب كارون را به طرف تانكهای دشمن روانه ساخت، بطوری كه آنها مجبور شدند چند كیلومتری عقب نشینی كنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند.  این عمل فكر تسخیر اهواز را برای همیشه از سردشمنان به دور كرد .

یكی دیگر از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده این حركت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی كامل بین نیروهای موجود، تاكتیك تقریباً جدید جنگی بود. چیزی كه ابر قدرتها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر به وجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر  برود ولی به علت  خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین بار نیروهایی بین دویست تا یك هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد . آنان به كمك دیگر برادران خود توانستند در جنگی نا برابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدتها مقاومت كنند.

پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، رژیم بعث عراق  سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود تا رویای قادسیه را تكمیل كند و برای دومین بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانكهای حزب بعث  شهر را در محاصره گرفتند . روز سوم تعدادی از آنها توانستند به داخل شهر راه یابند. گزارش مهر همچنین می افزاید : دكتر چمران از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت بر آشفته بود، با فشار و تلاش خود ومقام معظم رهبری  ، ارتش را آماده ساخت كه برای اولین بار دست به یك حمله خطرناك وحماسه آفرین و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازمان دهی كرد و با نظامی نو و شیوه ای جدید از جانب جاده اهواز سوسنگرد به دشمن یورش بردند.

شهید چمران پیشاپیش یارانش، به شوق كمك و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می شتافت كه در محاصره تانكهای دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند وخود را به حلقه محاصره دشمن انداخت؛ در این هنگام بود كه نبرد سختی در گرفت؛ نیروهای كماندوی دشمن از پشت تانكها به او حمله كردند و او نیز  در مصاف با دشمن متجاوز، از نقطه ای به نقطه دیگر و از سنگری به سنگردیگر می رفت. كماندوهای دشمن او را به زیر رگبار گلوله های خود گرفته بودند، تانكها به سوی او تیر اندازی می كردند و او شجاعانه و بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابك، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می داد.

در این درگیری همرزم  چمران به شهادت رسید و اویك تنه به نبرد خود ادامه می داد و به سوی دشمن حمله می برد.  تا آنكه در حین « رقصی چنین در میانه میدان» از دوقسمت پای  چپ زخمی شد. با پای زخمی بر یك كامیون عراقی حمله برد و به غنیمت گرفت .  او به كمك جوان چابك دیگری كه خود را به مهلكه رسانده بود به داخل كامیون نشست واز دایره محاصره خارج شد .

دكتر چمران با همان كامیون خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد. اما بیش از یك شب در بیمارستان نماند وبعد از آن به مقر ستاد جنگهای نا منظم رفت و دوباره با پای زخمی و دردمند به كار خود پرداخت. حتی در همان شبی كه در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهید فلاحی، فرمانده لشگر92، شهید كلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی كه رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهید محلاتی) در كنار تخت او در بیمارستان تشكیل شد .او در همان حال و همان شب پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله اكبر را مطرح كرد.

شهید چمران به رغم اسرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش ، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگهای نا منظم و حركت به تهران برای معالجه نشد . تمام مدت را در همان ستاد گذراند،  در كنار بسترش و در مقابلش نقشه های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حركت نیروهای خودی نصب شده بود و او كه قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می نگریست و مرتب طرحهای جالب و پیشنهاد های سازنده در زمینه های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می داد.

چمران پس از زخمی شدن، اولین بار برای دیدار با امام امت و بیان گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادهای خود را ارائه داد. حضرت امام (ره) نیز پدرانه و با ملاطفت خاصی  رهنمودهای لازم را ارائه می داد.

دكتر چمران از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ها وجود داشت دائماً رنج می برد و تلاش می كرد كه باارائه پیشنهادها و برنامه های ابتكاری حركتی بوجود آورد. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه های الله اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزدیكی مرز است رسانده تا ارتباطات شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. به گزارش مهر بالاخره در سی و یكم اردیبهشت ماه 1360، با یك حمله هماهنگ و برق آسا ارتفاعات الله اكبر فتح شد كه پس از پیروزی سوسنگرد بزرگ ترین پیروزی تا آن زمان بود.

شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین كسانی بود كه پا به ارتفاعات الله اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن  هنوز در نقاطی مقاومت می كرد او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد با تعدادی از یاران خود توانستند با فدا كاری و قدرت تمام تپه های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف در درآورند .

پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران  اصرار داشت نیروهای ایرانی هرچه زودتر، قبل از این كه دشمن بتواند استحكاماتی برای خود ایجاد كند، بسوی بستان سرازیر شوند كه این كار عملی نشد و خود او طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداكاری رزمندگان جان بر كف ستاد جنگهای نا منظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.

شهادت :
در سی ام خرداد ماه 1360 یعنی یك ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله اكبر، چمران در جلسه فوق العاده شورای عالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نیروهاانتقاد كرد و پیشنهاد های نظامی خود را از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود كه  در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم انگیز و بسیار سخت و هولناكی بود.

 در سحر گاه سی و یكم خرداد 1360 ، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دكتر چمران بشدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. شهید چمران، یكی دیگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی كند . در لحظه حركت، یكی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: « همانند روز عاشورا كه یكایك یاران حسین (ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او(رستمی) هم به شهادت رسید و اینك خود او آماده حركت به جبهه است.»

بطرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات كرد. برای آخرین بار همدیگر را دیدند وبه حركت ادامه دادند تا اینكه به قربانگاه رسیدند .

چمران  همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاویه جمع كرد، شهادت فرمانده شان را به آنها تبریك و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پر نور و چهره ای نورانی و دلی مالا مال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگرخدا ما را هم دوست داشته باشد، می برد.»

خداوند ثابت كرد كه او را نیز دوست دارد و به سوی خود فرا خواند. چمران در آن منطقه در حین سركشی به مناطق و خطوط مقدم  بر اثر اثابت تركش خمپاره های دشمن به شهادت رسید .



نوع مطلب : زندگی نامه ی شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 26 فروردین 1391
حضرت امام خمینی:
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل اللّه اموات ا، ب ل احی اء عند ربه م »
یرزقون.
اگر نبود در شأن و عظمت شهدای فی سبیل الله این آیة كریمه، كه با قلم
قدرت غیب بر قلب مبارك نورانی سید رسل صلی الله علیه و آله و سلم
نگاشته و پس از تنزل مراحلی به ما خاكیان صورت كتبی آن رسیده است،
كافی بود كه قلم های ملكوتی و ملكی شكسته شود و قلب های ماوراء
اصفیاءالله از جولان در حول آن فرو بسته شود . ما خاكیان محجوب یا
چی است؛ چه بسا « ارتزاق عند رب الشهدا » افلاكیان چه دانیم كه این
مقامی باشد كه خاص مقربان درگاه او جلّ و علا و وارستگان از خود و
ملك هستی باشد . پس من وابسته به علایق و وامانده از حقایق چه گویم و
.« چه نویسم كه خاموشی بهتر و شكستن قلم اولی است


نوع مطلب : زندگی نامه ی شهدا، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 نهج البلاغه برای موبایل 

 

دانلود رایگان نهج البلاغه برای موبایل و کامپیوتر (دانلود نرم افزار اسلامی نهج البلاغه همراه برای موبایل و رایانه) : سایت تخصصی موبایل نرم افزار های مذهبی موبایل و کامپیوتر  اینبار برنامه نهج البلاغه همراه را با فرمت جاوا  برای موبایل و با فرمت  exe  برای کامپیوتر  آماده کرده در اختیار کاربران محترم قرار داده است . یکی از فعالیتها برای تحقق نرم افزار رایانه ای نهج البلاغه ارائه نرم افزار المبین است که در سایت المبین به صورت رایگان برای عموم قرار داده شده است.

نسخه دوم  نرم‌افزار المبین شامل:
ـ متن قرآن و نهج‌البلاغه
ـ ترجمه فارسی قرآن و نهج‌البلاغه
- موضوع‌بندی آیات، حدود چهل مطلب، از جمله صفات خداوند، پیامبر اعظم (ص)، امیرمؤمنان (ع) و اهل بیت ـ علیهم‌السلام ـ بهشت، جهنم، مومنان، کافران، منافقان، حکمت‌ها، سنت‌های الهی، توبه، قیامت و… است.
- جستجو ، امکان درخواست توضیح بیشتر و تفسیر به وسیله کاربر از امتیازات منحصر به فرد این نرم‌افزار به شمار می‌آید. به این شکل که در هر جای قرآن، اگر به توضیح آیه‌ای نیاز داشته باشید، تنها با کلیک روی “سوال در مورد آیه”، آیه و سوال برای سایت فرستاده خواهد شد و به این ترتیب، سایت المبین پاسخ را به ایمیل پرسشگر ارسال می کند. باید گفت در این نرم افزار، مشکل فارسی برطرف شده است و یادآوری می‌شود که این نرم‌افزار برای ویندوز Xp طراحی شده است. حجم این نسخه نیز حدود ۲.۶ مگابایت است.

 

از ویژگی های نرم افزار نهج البلاغه موبایل میتوان به موارد ذیل اشاره نمود :

  • شامل متن کامل خطبه ها، نامه ها، حکمت ها و کلمات غریب امام علی (ع) به همراه ترجمه فارسی
  • نرم افزار  نهج البلاغه با زبان برنامه نویسی جاوا java و قابل نصب بر روی انواع گوشی موبایل است.
  • عملکرد مستقل نرم افزار برای نمایش و تایپ زبان فارسی (پشتیبانی فارسی در تمام گوشی ها)
  • دسترسی همزمان به متن عربی و فارسی در زمان استفاده از هر کدام
  • نمایش اعراب با رنگ متفاوت
  • امکان جستجو در متن نهج البلاغه
  • امکان درج نشانی در فهرست
  • امکان عضویت به منظور اطلاع رسانی در مورد محصولات و نسخه های جدید نرم افزار
  • دانلود رایگان نرم افزار نهج البلاغه همراه در …

 

 

دانلود 


 

سایت منبع :

w w w . 3 e r a t . c o m



نوع مطلب : موبایل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 نرم افزار قرآنی اقراء (نرم افزار صوتی جاوا)

قران موبایل صوتی نرم افزار قرآنی

 

دانلود نرم افزار قرآنی اقراء (قرائت مجلسی قرآن با فرمت جاوا برای موبایل) : سایت تخصصی موبایل و رایانه اسلامی اینبار نرم افزار قرآنی اقرا را برای موبایل با فرمت جاوا برای دانلود و استفاده تمامی قران دوستان قرار داده است . این نرم افزار قرآنی شامل ۲۰ صوت از قاریان برتر دنیا می باشد که گچین قرائت هر قاری در نرم افزار قرار داده سده است . این نرم افزار یکی از بهترین قران های موبایل می باشد که تا به حال ارائه گردیده است.این نرم افزار قرآنی موبایل بصورت جاوا می باشد و قابلیت تنظیم خودکار سایز صفحه نمایش را دارد و برروی تمامی گوشی های موبایل از جمله گوشی های لمسی و پاکت پی سی قابل اجرا میباشد. از ویژگی های برتر نرم افزار اقرا صوتی بودن و ترجمه فارسی متون قرآنی می باشد که میتوانید این قرائت های مجلی را در قالب نرم افزار موبایل از سایت تخصصی نرم افزار مذهبی موبایل و رایانه با لینک مستقیم دانلود نمایید . قابل ذکر است که حجم تقریبی این نرم افزار صوتی ۱۴ مگابایت  میباشد .

 

 

                                     دانلود


 سایت منبع :

w w w . 3 e r a t . c o m



نوع مطلب : موبایل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
1**
ساعت فلش مذهبی 2*
3* 4** 5** 7** 8*******